عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
782
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا اين دعا و هر چه درين دعوات است تا آخر سورت مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خواسته است شب معراج ، پس اين امت را بدادند و در آموختند كه چنين گوئيد و چنين خواهيد ، لا تُؤاخِذْنا مگير ما را اگر فراموش كنيم يا بى قصد چيزى كنيم ، ما را بفراموشكارى و بخطا مگير ، مؤاخذت اينجا از يكى است - يعنى از اللَّه ، همچون لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ يعنى لا يأخذكم اللَّه ، و يقال - قاتلهم اللَّه - اى قتلهم اللَّه . و عرب مفاعلت از يك تن روا دارند ، چنانك شاعر گفت : شما تمنى كلب بنى منقر * فصنت عنه النفس و العرضا و لم أجاوبه احتقارا له * و هل يعضّ الكلب ان عضّا ؟ يريد شتمنى . و اجابت اين دعا از مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كردند ، گفت - رفع عن امتى الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه ، و در قرآن است وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ عمر خطاب مردى را ديد كه ميگفت - اللهم اغفر لى خطاياى - گفت - ان الخطاء مغفور و لكن قل - اللهم اغفر لى عمدى - اخطأ يخطئ - بمعنى زلّ و هو ضد اصاب ، يعنى كه خطا كرد بى قصد . و خطأ يخطأ خطأ و خطاء در بدى بود همچون اساء . اگر از كسى كارى آيد خطابى قصد ، مخطى است ، و اگر بدى آيد به قصد خاطى است . قال اللَّه تعالى إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ و قال لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ . رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً - اين واو عطف است بر لا تُؤاخِذْنا و آنچه پس اين آيد همچنين ميگويد - خداى ما ! بر ما منه گرانبارى ، چنانك بر پيشينيان نهادى ، و آن چنانست : - كه جهودان را فرمود در عقوبت پرستيدن گوساله كه - خويشتن را بكشيد ، آن اصر بود . و همچنانك از حواريون عيسى درخواست ، تا يك تن ازيشان اجابت كند تا شبه عيسى بر وى افكند تا جهودان وى را بردار كنند . و گفتهاند پنجاه نماز كه بر ايشان بود ، و ربع مال در زكات ، و نجاست از جامه بريدن ، و هر كس كه بشب گناه كردى ، بامداد ظاهر به روى نبشته بودى ، آن همه - اصر - بود . و اجابت آن دعا آنست